بخش ۳ - شتافتن قیس به دیدن لیلی در فردای آن روز

چون عیسی صبح، دم برآورد

وز زرد قصب، علم برآورد

قیس از دم اژدهای شب رست

وز آه و نفیر دم فروبست

بر ناقهٔ رهنورد دم زد

واندر ره بی‌خودی قدم زد

می‌راند نشید شوق خوانان

تا ساحت خیمه‌گاه جانان