بخش ۸ - خردنامهٔ افلاطون

فلاطون که فر الهی‌ش بود

ز دانش به دل گنج شاهی‌ش بود،

گشاد از دل و جان یزدان‌شناس

زبان را به تمهید شکر و سپاس

که: «ای اولین تخم این کشتزار!

پسین میوهٔ باغ هفت و چهار!

به پای فراست بر آگرد خویش!

به چشم کیاست ببین کرد خویش!