بخش ۲۱ - پایان کتاب
عجب اژدهایی ست کلک دو سر
که ریزد برون گنجهای گهر
کند اژدها بر در گنج، جای
ولی کم بود اژدها گنجزای
شد آن اژدها، گنج در مشت تو
بر او حلقه زد مار انگشت تو
چه گوهر فشاناند این گنج و مار
که شد پرگهر دامن روزگار
عجب اژدهایی ست کلک دو سر
که ریزد برون گنجهای گهر
کند اژدها بر در گنج، جای
ولی کم بود اژدها گنجزای
شد آن اژدها، گنج در مشت تو
بر او حلقه زد مار انگشت تو
چه گوهر فشاناند این گنج و مار
که شد پرگهر دامن روزگار