غزل شمارهٔ ۷۶
رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکستهای
جسمی و جسم لاغری جانی و جان خستهای
میشکنی دل کسان ای پسر آه اگر شبی
سر زند آه آتشین از دل دلشکستهای
منتظرم به کنج غم گریهکنان نشاندهای
خود به کنار مدعی خنده زنان نشستهای
زان دو کمند عنبرین تا نروم ز کوی تو
سلسلهای به پای دل بسته و سخت بستهای