شمارهٔ ۴۴

هزار حیف که از گلشن جهان آخر

چو گل به باد خزان رفت میرزامهدی

فروغ محفل آل رسول بود و دریغ

که شمع‌سان ز میان رفت میرزامهدی

ز الفت تن خاکی ملول شد جانش

به سوی عالم جان رفت میرزامهدی

هوای قصر جنان کرد از جهان خراب

به آن خجسته مکان رفت میرزامهدی