شمارهٔ ۲

سلمی علی رحلها و الرحل محمول

والرکب مرتحل و القلب مبتول

تودع الصحب فی لهف و فی اسف

و قلبها بی عن‌الاصحاب مشغول

ترنوا الی بطرف مدنف خفر

وردنها من سحوم الدمع مبلول

بقیت لما سروا جیران اثر هم

کاننی خلف تلک العیس عزمول