تکه ۱ - ابیات پراکنده از رباعیات

چون نیست شدی هست ببودی صنما

چون خاک شدی پاک شدی لاجرما

وای ای مردم داد زعالم برخاست

جرم او کند و عذر مرا باید خواست

مرغی به سر کوه نشست و برخاست

بنگر که از آن کوه چه افزود و چه کاست

بی غم دل کیست تا بدان مالم دست

بی غم دل زنگیان شوریدهٔ مست