قصیدهٔ ۲

از من گرفت گیتی یارم را

وز چنگ من ربود نگارم را

ویرانه ساخت یکسره کاخم را

آشفته کرد یکسره کارم را

ز اشک روان و خاک به سر کردن

در پیش دیده کند مزارم را

یک سو سرشک و یک‌سو داغ دل

پر باغ لاله ساخت کنارم را