قصیدهٔ ۵

سحابی قیرگون بر شد ز دریا

که قیر اندود زو روی دنیا

خلیج فارس گفتی کز مغاکی

به دوزخ رخنه کرد و ریخت آنجا

به ناگه چون بخاری تیره و تار

از آن چاه سیه سر زد به بالا

علم زد بر فراز بام اهواز

خروشان قلزمی جوشان و دروا