قصیدهٔ ۷

مانده‌ام در شکنج رنج و تعب

زین بلا وارهان مرا، یارب!

دلم آمد در این خرابه به جان

جانم آمد در این مغاک به لب

شد چنان سخت زندگی که مدام

شده‌ام از خدای مرگ طلب

ای دریغا لباس علم و هنر

ای دریغا متاع فضل و ادب