شمارهٔ ۴ - ترکیب بند در رثاء

ای فلک کز جور و بیدادست و کین بنیاد تو

عیش را بنیاد کندی وای از بیداد تو

زاتش هستی نشد روشن درین تاریک بوم

شمع تابانی که دورانش نکشت از باد تو

تیشهٔ بیداد و ظلمت ریشهٔ مخلوق کند

پیش خالق می‌برند اهل تظلم داد تو

هرکه را هستی صلا داد از تو مستاصل فتاد

بوده گوئی بهر استیصال خلق ایجاد تو