غزل شمارهٔ ۱۹

چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا

به اولین نگه از شرم آب ساخت مرا

به یک نگاه مرا گرم شوق ساخت ولی

در انتظار نگاه دگر گداخت مرا

به چنگ بیم رگ جانم آشکار سپرد

ولی چنان که نفهمید کس نواخت مرا

ز عافیت شده بودم تمام نقد حضور

به حیله برد دل عشق‌باز و باخت مرا