غزل شمارهٔ ۳۵

گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما

می‌رسیم از گرد راه اینست راه آورد ما

در هوای شمع رویت قطره‌های اشک گرم

دم به دم بر چهره می‌بندد ز آه سرد ما

بس که از یاران هم دردان جدا افتاده‌ایم

گشته است از بی کسی همدرد ما

با گیاه شور پرور فرقت باران نکرد

آن چه هجران کرد با جان بلا پرورد ما