غزل شمارهٔ ۵۵

آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت

همهٔ آیینهٔ رخان را خجل از روی تو ساخت

طاق ایوان خجالت گذرانید ز مه

آن که بالای دو رخ طاق دو ابروی تو ساخت

نخل بند چمن حسن تو بر قدرت خویش

آفرین کرد چو نخل قد دلجوی تو ساخت

بهر قتل دو جهان فتنه چو زه کرد کمان

کار خویش از مدد قوت بازوی تو ساخت