غزل شمارهٔ ۵۹

دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست

دشمنم نیز به نوعی که ز شرح افزون است

معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی است

صورت دشمنی آن به که نگویم چونست

دامن عصمت گل چون دردا ز صحبت خار

اشک بلبل نتوان گفت چرا گلگونست

پای خسرو اگر از دست طمع در گل نیست

کوه کن تا کمر از گریه چرا در خونست