غزل شمارهٔ ۷۴

از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است

وین موجهای خون گل طوفان آتش است

آهم شرر فشان شده یاران حذر کنید

کاین آه در تراوش باران آتش است

اشگی که می‌رسد ز درونم به چشم تر

سیلی است کش گذر به بیابان آتش است

آه بلند شعلهٔ من گرد کوی او

شب تا به روز مشعله گردان آتش است