غزل شمارهٔ ۸۳

از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است

دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است

از خود نگشته است به کس آشنا دلی

راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است

تاره به جام خانه چشمم فکند عکس

این خانه از پری چو پری خانه پر شده است

از جرعه‌ای که ریخته ساقی به جام ما

گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است