غزل شمارهٔ ۱۰۰

در ظل همائی که بر او میل جهانی است

مرغان اولی‌الاجنحه را خوش طیرا نیست

در حسرت آن طایر بی‌بال و پر ما

خوش دل شکن آهنگی و دل گاه فغانیست

پر گرم مران ای بت سر کش که به راهت

در هر قدم افتاده ز پا سوخته جا نیست

برتاب عنان خود ازین راه که رد پی

دیوانهٔ بی دهشت گیرنده عنانیست