غزل شمارهٔ ۱۰۸

هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست

در پای دوست هر که نشد کشتهٔ مرد نیست

ناصح مور ز مهر و غم درد ما مخور

ما عاشقیم و در خور ما غیر درد نیست

می‌ریزم از دو دیده به یاد تو اشک گرم

شبها که همدمم به جز آه سرد نیست

بر درگهت که نقد دو عالم نثار اوست

ما را ز انفعال به جز روی زرد نیست