غزل شمارهٔ ۱۱۶

ای گل امروز اداهای تو بی‌چیزی نیست

خندهٔ وسوسه فرمای تو بی‌چیزی نیست

می‌زند غیر در صلح به من چیزی هست

و اندرین باب تقاضای تو بی چیزی نیست

میدهی پهلوی خاصان به اشارت جایم

این خصوصیت بیجای تو بی‌چیزی نیست

من خود ای شوخ گنه کارم و مستوجب قهر

با من امروز مدارای تو بی‌چیزی نیست