غزل شمارهٔ ۱۳۰

یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت

یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت

رو دروبال کرد مرا اختر مراد

کان مه پی رقیب بد اختر گرفت و رفت

غلطان به خاک بر سر راهش مرا چو دید

دامن کشان ز من ره دیگر گرفت و رفت

گفتم عنان بگیر دلم را که می‌رود

آن بی‌وفا عنان تکاور گرفت و رفت