غزل شمارهٔ ۱۴۸

درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج

قد خلق از سجودت باد گاهی راست گاهی کج

ز بس حسرت که دارد بر تواضع کردن شیرین

کشد نقش مرا فرهاد گاهی راست گاهی کج

زند پر مرغ روحم چون شود از باد جولانش

اطاقه بر سر شمشاد گاهی راست گاهی کج

نزاکت بین که سروش می‌شود مانند شاخ گل

به نازک جنبشی از باد گاهی راست گاهی کج