غزل شمارهٔ ۱۶۱

تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد

ناچار ترک او دل بی‌اختیار داد

تا او قرار داد که نبود جدا ز غیر

غیرت میان ما به جدائی قرار داد

من خود خراب از می حرمان شدم رقیب

داد طرب به مجلس آن میگسار داد

من بار راه هجر کشیدم جهان

او غیر را به بارگه وصل بار داد