غزل شمارهٔ ۱۸۵

که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد

روز ما را ز شب تیره بتر خواهی کرد

خیمه در کوه و بیابان زده با لاله ز حان

خانهٔ عیش مرا زیر وزبر خواهی کرد

که برین بود که من گشته ز عشقت مجنون

تو ره بادیه را بیهوده سر خواهی کرد

سوی دشت آهوی خود را به چرا خواهی برد

آهوان را ز چراگاه به در خواهی کرد