غزل شمارهٔ ۲۰۳

هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد

جوشد ز سوز سینه و از چشم ما چکد

گردد چو آه صاعقه‌انگیز ما بلند

زان ابر فتنه تفرقه باد بلا چکد

از شیشهای چرخ به دور تو بی‌وفا

در جام عاشقان همه زهر جفا چکد

آتش ز گل گلاب چکد این چه ناز کیست

کز گرمی نگه ز تو آب حیا چکد