غزل شمارهٔ ۲۱۹

گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند

جهانیان قلم رد بر آفتاب کشند

برای نیم نگه سرخوشان خواب غرور

هزار منت از آن چشم نیم خواب کشند

اگر شوی نفسی با بهشتیان همدم

دگر ز همدمی حوریان عذاب کشند

برند راه به میزان حسن چون تو سوار

شوی به ناز و بتان حلقهٔ رکاب کشند