غزل شمارهٔ ۲۲۵

خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند

دعا کنم من و گویم خدا قبول کند

فشاند آن که ز ما آستین رد به دو کون

کجا نیاز من بینوا قبول کند

ز روی ساعد سلطان پریده شهبازی

چگونه طعمه ز دست گدا قبول کند

در خز این درد و دوا چه بگشایند

که غیر بی جگر آنجا دوا قبول کند