غزل شمارهٔ ۲۴۰

گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بود

همچو او شاهی به همچون من گدائی حیف بود

یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست

با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود

آشنائی‌های او کز الفت جان خوشتر است

با چو من بد الفتی نا آشنائی حیف بود

عهد مهر و شرط یاری کز وفا کرد آن نگار

با چو من بدعهد شرط و بی‌وفائی حیف بود