غزل شمارهٔ ۲۶۵

به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید

دلم هم میتپد الله امشب یار می‌آید

سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر

بگوشم می‌زند کان آتشین رخسار می‌آید

بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم

تصور می‌کنم کان سرو خوش رفتار می‌آید

عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش

ز عطرستان آن گیسوی عنبریار می‌آید