غزل شمارهٔ ۲۷۹
عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید
دامن افشاندن و برخاستنش را بینید
ساغر افکندن و می ریختنش را نگرید
همچو طفلی که دهد بازی مرغان حریص
دام به نهادن و بگریختنش را نگرید
گرچه میگویم و غیرت به دهان میزندم
کوه سیم از کمر آویختنش را نگرید