غزل شمارهٔ ۳۴۰

ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش

لب از شراب در آتش گل از عرق در جوش

خمار رفته ز سر تازه نشاء از می تلخ

اثر ز تلخی می در لبان شهدفروش

چو شاخ گل شده کج در میان خانه زین

اتاغه از سر دستار میل سر دوش

ز رخش راندنش از ناز در نشیب و فراز

زمین ز شوق به افغان و آسمان به خروش