غزل شمارهٔ ۳۴۸

مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص

اهل حرمت همه محروم همین او مخصوص

با حریفی چو تو در بزم زبان بازی غیر

چیست گر نیست نهان با تو پری رو مخصوص

تا زهم سلسله حسن نپاشد مگذار

که شود بادبه آن زلف سمنبو مخصوص

گرنه در خلوت خاصت بدمن می‌گوید

روز و شب چیست به خاصان تو بد گوه مخصوص