غزل شمارهٔ ۴۳۰

به دشمن یارئی در قتل خود از یار می‌فهمم

اشارتها که هست از هر طرف در کار می‌فهمم

ازین بی‌وقت مجلس بر شکستن در هلاک خود

نهانی اتفاق یار با اغیار می‌فهمم

چو پرکارانه طرح قتل من افکنده آن بدخو

که آثار غضب در چهره‌اش دشوار می‌فهمم

به می‌خوردن مگر هر دم ز مجلس می‌رود بیرون

که پی پرکاری امشب در آن رفتار می‌فهمم