غزل شمارهٔ ۴۶۵

آمدم با ناله‌های زار هم دم هم چنان

مهر برجا عشق باقی عهد محکم همچنان

سر ز سوداهای باطل رفته بر باد و مرا

عزم پابوس تو درخاطر مصمم هم چنان

کشور جان شد ز دست و قلعهٔ تن پست گشت

بر حسار دل هجوم لشگر غم هم چنان

از نم سیلی فنا شد صورت شیرین ز سنگ

صورت شیرین او در چشم پرنم هم چنان