غزل شمارهٔ ۴۶۷

ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن

کمترین بازی سوار از پشت زین انداختن

غمزه‌ات شغل آن قدر دارد که در صید افکنی

می‌تواند کم به بسمل ساختن پرداختن

هرکه را زخمی زدی سر در قفای او منه

صید ناوک خورده را در پی چه لازم تاختن

کام جویان را مده در بزم جای ماه که هست

نقد عصمت باختن عشق از هوس نشناختن