غزل شمارهٔ ۵۰۸

آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او

و آن روست قبله‌ای که کند کعبهٔ رو در او

آیینه ساز چشم من این شیشه ساخته

نوعی که جز تو کس ننماید نکو در او

ز آب و هوای لطف تو گلزار کام ماست

باغ شکفته صد گل بی‌رنگ و بو در او

داری دلی که هست محل ملایمت

بد خوئی هزار بت تندخو در او