غزل شمارهٔ ۵۱۸

ای مرا دلبر و دل آرا تو

دل من کس ندارد الا تو

روز و شب از خدا همی طلبم

که به روز آورم شبی با تو

هدف تیر بی‌محابا من

مرهم زخم بی‌مدارا تو

مردم مردمند جمله بتان

چشم من نور چشم آنها تو