غزل شمارهٔ ۵۳۰

ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه

بر پاکبازی توزمین و زمان گواه

من کز بتان فریب نخوردم به صد فسون

صد بازی از دو چشم تو خوردم به یک نگاه

در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان

کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه

نقش مراد نرد محبت که وصل توست

خوش بودی ار نشستی از اقبال گاه گاه