غزل شمارهٔ ۵۶۶

باز بر من نظر افکنده شکار اندازی

به شکار آمده در دشت دلم شهبازی

کرده از گوشه کنارم هدف ناوک ناز

گوشه چشم خدنگ افکن صید اندازی

خون بهای دو جهانست در اثنای عتاب

از لبش خنده‌ای از گوشهٔ چشمش نازی

سخن مجلسیش می‌کشد از ذوق مرا

چون زیم گر شنوم روزی از آن لب رازی