قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده

ز خاک هر سر خاری که میشود پیدا

بشارت است به توحید واحد یکتا

ز سبزه هر رقم تازه بر حواشی جوی

عبارت است ز ابداع مبدع اشیا

به دست شاهد بستان زهر گل آینه‌ایست

در او نموده رخ صنع بوستان آرا

هزار شاخ ز یک آب و گل نموده نمو

که کس ندیده یکی را به دیگری مانا