قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح بلقیس زمان بریخان خانم صبیهٔ شاه طهماسب صفوی

دی قاصدی به کلبهٔ این ناتوان رسید

کز مقدمش هزار بشارت به جان رسید

از مژده‌ای که فهم شد از دلنوازیش

دل را نوید خرمی جاودان رسید

گردی که سرمهٔ‌وش زرهٔ خود به من رساند

آسایشی به دیدهٔ بی‌خواب از آن رسید

عطری که چون عنبر بر اطراف من فشاند

از جنبش نسیم بهر بوستان رسید