قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - تجدید مطلع

شبی به دایتش از روزگار هجر به تر

نهایتش چو زمان وصال فیض اثر

شبی در اول دی شام تیره‌تر ز عشا

ولی در آخر او صبح پیشتر ز سحر

شبی عیان شده از جیب او ره ظلمات

ولی زلال بقا زیر دامنش مضمر

شبی چو غره ماه محرم اول او

ولی ز سلخ مه روزهٔ آخرش خوش‌تر