قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - ایضا فی مدح

وقت کم بختی که مرغ دولتم می‌ریخت پر

بهر دفع غم شبی در گلشنی بردم بسر

از قضا در حسب حال من به آواز حزین

بلبلی با بلبلی می‌گفت در وقت سحر

کاندرین خاکی رباط پرملال کم نشاط

وندرین سفلی بساط کم ثبات پرخطر

ذره‌ای را آفتابی بر گرفت از خاک راه

ساختندش حاسدان یکسان به خاک رهگذر