قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - ایضا در مدح شاه‌زاده پریخان خانم فرماید

گشت در مهد گران جنبش دهر آخر کار

خوش خوش از خواب گراندیدهٔ بختم بیدار

ادهم واشهب پدرام شب و روز شدند

زیر ران امل از رایض صبرم رهوار

داروی صبر که بس دیر اثر بود آخر

اثری داد که نگذشت ز دردم آثار

کشتی را که به یک جذبهٔ گرداب تعب

دور می‌برد به ته بخت کشیدش به کنار