قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در مدح مرتضی نظام شاه پادشاه دکن

ای دهر پیر عیش ز سر گیر کاسمان

مهد زمین سپرد به دارای نوجوان

ای چرخ خوش بگرد که خوش بی‌درنگ گشت

دوران به کام شاه جوان بخت کامران

ای دور پای بر سر اندوه زن که زد

عیش ابد صلا به خدیر جهان سنان

خرم شو ای بسیط زمین کاین بساط شد

موکب نشین خسرو آخر زمانیان