قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - فی مدح ولده ولیجان سلطان ترکمان گفته

چو دی نسیم سحر خورد بر مشام جهان

صبا رسید و رسانید بوی روضهٔ جان

فتاد زمزمه ذوقناک در افواه

که یافت لذت از آن صدهزار کام و زبان

ز دشت خاست غباری که فیض نور از وی

زیاده از دگران یافت دیدهٔ نگران

صدای نوبت دولت بلند گشت و درید

فلک ز صولت آن پرده‌های گوش کران