شمارهٔ ۸ - این ابیات مثنوی حسب‌الحال گفته در عذر ارسال شعر به بزرگی که شعر می‌گفته

من آن اعرابیم اندر دل بر

که آنجا مرغ جان را سوختی پر

تمام عمر آب شور می‌خورد

گمانی هم به آب خوش نمی‌برد

قضا را روزی اندر نوبهاران

گوی را مانده در ته آب باران

چو اعرابی چشید آن آب بر جست

عزیمت را به این نیت کمر بست