غزل شمارهٔ ۱۱

نگشود مرا ز یاریت کار

دست از دلم ای رفیق! بردار

گرد رخ من، ز خاک آن کوست

ناشسته مرا به خاک بسپار

رندیست ره سلامت ای دل!

من کرده‌ام استخاره، صد بار

سجادهٔ زهد من، که آمد

خالی از عیب و عاری از عار