بخش ۱۸ - حکایة العابد الذی کان قوته العلف لیأمن دینه من التلف

نوجوانی از خواص پادشاه

می‌شدی، با حشمت و تمکین، به راه

دل ز غم خالی و سر پر از هوس

جمله اسباب تنعم پیش و پس

بر یکی عابد، در آن صحرا گذشت

کاو علف می‌خورد، آن آهوی دشت

هر زمان، در ذکر حی لایموت

شکر گویان کش میسر گشت قوت