بخش ۱۰ - در توحید

دست او، طوق گردن جانت

سر برآورده از گریبانت

به تونزدیکتر ز حبل ورید

تو در افتاده در ضلال بعید

چند گردی به گرد هر سر کوی

درد خود را دوا، هم از او جوی

«لا» نهنگی است، کاینات آشام

عرش تا فرش در کشیده به کام